عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
52
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
بجاى او بنشاند ، او را موبد موبدان نام كرد ، اول مؤبد مؤبدان او بود ، و اسفنديار پسر گشتاسب بر دين زردشتى بر ايستاد ، و اندران از مبالغتها [ 1 ] كرد ، و اندرين وقت از جاسب ترك از زمين توران بيامد و بدر بلخ حرب كرد ، و كى لهراسپ را ( كه ) به آتشگاه آزخداه [ 2 ] ببلخ نشسته بود و بپرستش ايزد تعالى مشغول گشته بگرفت [ 15 ] و بكشت و چهار پاره كرد ، و بر چهار در بلخ بياويخت ، و دختران گشتاسب را بگرفت كه خواهران اسفنديار بودند و بتركستان برد . و اندرين وقت گشتاسب بگرگان بود ، چون بيامد خراسان را تركان گرفته بودند ، و اسفنديار به گنبدان [ 3 ] دز محبوس بود ، كه گشتاسب او را باز داشته بود . پس كس فرستاد و اسفنديار را بيرون آورد ، و بحرب ارجاسپ رفتند . و ارجاسب با لشكر بتافتند از ايران [ 4 ] ، و پس اسفنديار از راه هفتخان بتركستان شد ، و حيلها كرد ، [ 5 ] و روئين دز را بگشاد ، و ارجاسب را بكشت ، و خواهران خويش هماى و اوفيه [ 6 ] را بيرون آورد و به ايران
--> [ ( 1 - ) ] ب : نقاط ندارد . [ ( 2 - ) ] كذا در هر دو نسخه : ولى به اين نام آتشگاهى در بلخ مذكور نيست ، و مقام زردشت در بلخ آتشكدهء نوش آذر بود ، و نوبهار هم آتشكدهء بلخ است . شايد در اصل كلمهء آذرخش بود كه نامى از آتشكدهء آذر گشسب باشد . و برخى از مؤلفان مانند نظامى گنجوى جاى آن را در بلخ دانستهاند . [ ( 3 - ) ] چند حرف اول كلمه در هر دو نسخه نقطه ندارد . در مجمل 52 : دز گنبدان - و در ترجمهء فارسى غرر قلعهء كمندان است ( ص 129 ) و كمندان به ضمهء اول در قديم نام قم بود ( مراصد 1178 ) . [ ( 4 - ) ] هر دو نسخه : از ايوان ؟ ولى مقصد جمله اين است كه از ايران برگشتند . و اين مطلب در مجمل ( ص 138 ) هم آمده كه ارجاسپ و كسانش با وحشت و اضطراب سر بصحرا نهادند . [ ( 5 - ) ] ب . خيلها كردن ؟ [ ( 6 - ) ] كذا در هر دو نسخه ، در غرر 131 هماى و به آفريد است . در طبرى 678 و تواريخ عربى خمانى است كه در اوستا هوميا و در پهلوى هماى بود . اما نام دختر دوم در طبرى و بلعمى بادافره آمده كه فردوسى آن را به آفريد گويد ، و در اوستا و ارند كنا بود ( حاشيهء بهار بر بلعمى 663 ) در برهان قاطع 1 ر 323 به آفرين هم آمده .